مرد قصه ها

من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...من خودم هستم وتنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...

سخت میترسیدم از اینکه

من از نژاد شیشه باشم و شکستنی

او از نژاد جاده باشد و رفتنی

آری روزها گذشت ، همان شد ،او رفت ، من شکستم . . .

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط علی محمد{ایلیا} نظرات ()


Design By : Pichak