مرد قصه ها

من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...من خودم هستم وتنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...

از چوپان پیری پرسیدند چه خبر ؟

با لحن تلخـی گـفت :

گـــــــــــــرگ شد آن بــــره ای که نوازشش میکردم!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٧ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط علی محمد{ایلیا} نظرات ()


Design By : Pichak