مرد قصه ها

من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...من خودم هستم وتنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...

چاقوی مهربانیم را خوردم!توهم اگر مهربان باشی شک نکن که یکروز خنجری فرو میرود...یا

به احساست، یابه غرورت،یابه آبرویت، یابه پشتت!من همینجا اعلام میکنم هرکس بسوی

من می آید،بایدآنقدر دستهایش رابازکند تامن به آغوشش اعتمادکنم، من ازترس پشت

سر، نماز خواندن را هم ترک کرده ام!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٢ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ توسط علی محمد{ایلیا} نظرات ()


Design By : Pichak