مرد قصه ها

من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...من خودم هستم وتنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد...

دو ابر که عاشق یکدیگر می شوند...

بغض می کنند و یکدیگر را در آغوش می کشند

اما نمی دانند این وصال

نابودشان می کند

برای داشتن بعضی چیز ها ، باید از آن دور بود...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٥ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط علی محمد{ایلیا} نظرات ()


Design By : Pichak