قسمت

عادلانه نیست

تمام راه را برای آغوشت دویدن

زندگی را قربانی خواستن بی ثمر کردن

سوختن برای یک مشت عشق

و در آخر

زانو زدن به پای (قسمت)..

گاهی فکر میکنم آسمان را باید رها کرد

شاید خدا کاره ای نباشد

شاید.....

آهای قسمت لعنتی

کاش خاطراتت را هم میبردی !!!

 

پ ن :(خدایا.....این سرنوشتی که نوشته ای.....شیرینی هم دارد؟؟؟؟)

/ 112 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حنا

دلتنگم مثل مادری که آخرین سرباز برگشته از جنگ هم پسرش نبود

ابراهیم

سلام داداشی خوبی؟ کنکور داشتم واسه همین وقت نمیکردم به وبم سر بزنم.

asal

تا به امروز هیچ چیزی برای من عادلانه نبوده!

سفیدبرفی**

هرچه از دست میرود بگذار برود چیزی که به التماس آلوده باشد را نمیخواهم **راستی ایلیا این پستت رو نخونده بودم فوق العاده بود واقعا!!!**

شایسته

سیر شده ام از بس از آدم ها زخم خورده ام! خدا خیرتان بدهد به من محبّت دروغین تعارف نکنید. من سیرم....

پارادایز

بخاطر دوست داشتنت خجالت نکش: اونی باید خجالت بکشه, که میدونه دوسش داری اما دوست داشتن بلد نیست.....

پارادایز

بخاطر دوست داشتنت خجالت نکش: اونی باید خجالت بکشه, که میدونه دوسش داری اما دوست داشتن بلد نیست.....

سهیلا

ایـن جاهای خالی ... که نبودنت را به رُخم می کشند چه می دانند فرهادت شده ام با تمام زنانگی ام و چه شب ها کـه ... خواب شیرینت را نمی بینم ...[گل]

سهیلا

بوی تو را میدهد دستانش را که می گیرم و باغ آرزو را قدم میزنیم ، "خیالت " حس تو را زنده میکند اما ... " تو " که نمیشود ...[گل]