مرد

بدون دلیل

بی هیچ منطقی

گاهی بی هوا ساکت میشی

ناگهان همه ی گذشته 

رد میشوند از کنار همین سکوت

چیزی قلقلک میدهد  گلویت را

آرام قورتش میدهی

نباید کسی بفهمد

حتی حس کند

یک روز همان را چماق میکنند بر سرت

تو را با تمام مردانگیت له میکنند

باید تا میتوانی زبر باشی

بی احساس

سنگِ سنگِ سنگ

راستش

این روزها

من به جرم مرد بودن

تمام سکوتهایم را قورت میدهم

نکند مرا به جرم احساس بی هویت کنند !!

 

پ ن : (و چقدر تلخ اند روزهایی که تو هستی و تو )

 

/ 91 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Hani

دسـت بـه “صورتـم” نـزن ! می تـرسم بیـفتـد نقـاب خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم ! و بعــد سیـل ِ اشـک هـایـم “تـــــــــــو” را بـا خـود ببــرد و بـاز من بمانم و تنهــــــایی …!!!

دختر بابایی

عاشقانه های حافظ در لابلای ثانیه های سکوت شیرین یلدا، مشکل گشای دلت باد [گل]یلدا مبارک[گل]

f.sh

وبت عالیه به وب منم سربزن نظرهم بده باتشکر[گل]

ناهی د

تو هستی و تو ینی خودتی و خودت ؟ [متفکر]

دختر بابایی

دستهايت که مال من باشد هيچکس مرا دستِ کم نخواهد گرفت

الناز

اگر تمام انسان های کور دنیا بینا شوند دو نفر باز نابینا میمانند: "من" و "تو" من: که جز تو کسی را نمیبینم تو: که نمیبینی چقدر دوستت دارم....

الناز

اگر تمام انسان های کور دنیا بینا شوند دو نفر باز نابینا میمانند: "من" و "تو" من: که جز تو کسی را نمیبینم تو: که نمیبینی چقدر دوستت دارم....