سال نو

این روزهایم عجیب غریبانه است

و حالا

سال من

بی خانه تکانی

بی خرید عید

بی هفت سین

بی دعای عید

بی عیدی

بی خانواده

بی تو...

بی تو...

بی تو...

تحویل میشود..

نه....راستش را بخواهی تحمیل میشود

مچاله شده ام در خودم با بوی سیگار وطعم چای مانده...


پنجره را باز نکن!امروز دوست دارم غمگین باشم....

 

 

پ ن:(بگذارسالها بگذرند از پی هم, چه اهمیتی دارد زمان برای دل خاموش )

/ 66 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمین

سلام علی بود . سال نو هم مبارک [گل]

پرستوی مسافر

این روزهــا …هر جایی را که نگاه می کنم پـــــــــ ـر است از وجودآدم های بی وجـــ ـود ... سال نو مبارک[گل]

امیر

سلام امیدوارم حالت خوب باشه یکجورهائی حرفت و قبول دارم به هرکی دل میبندی میگی دوستش داری .میفهمه که بهش وابسته شدی تنهات میذاره.این شده رسم عاشقی به منم سر بزن عزیز.متتظرم

zahra

سلام عزیزم ممنون از نظر قشنگت تو هم تو قلبه من جا داری اپ کردم بدو بیا

sara

سال نو مبارک .ایلیا جان چرا انقدغمگین؟][ناراحت]

سپیده

آمــدنم با خدا بود وعده بهار را داد نــمیخواستم نــفهمیدم فــقط آمــدم ! رفــتنم اما با توست ! تــو بمانی می مــانم حــتا اگر همه ی دنیا ســوزِ سردِ زمستان باشد و از بــهار بی خبــــــــر . . .[گل]

پارادایز

“عشق” یعنی :اختیار بدی که نابودت کند اما “اعتماد” کنی که این کار را نمی کند . . .

پریسا

[ناراحت] اینهمه احساسات قشنگ از کجا میاد!