روزهای بارانی..........

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم

وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد.

وچند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم

برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود

دو قدم از هم دورتر راه برویم…

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو....!

/ 8 نظر / 7 بازدید
ن.ح

بعضی ها همیشه همین طوری با عقلشان از روی احساسشان رد میشوند.................. و انگار نه انگار............

رها

هوا بدون من سرده! الان گرمی نمی فهمی.......!!!

راحیل ماندگار

وقتی چترمان خداست بگذار ابر سرنوشت هر چه می خواهد ببارد...

خاله بنفشه

سلام ممنونم به وبلاگم اومده بودی.

Milad

خیلی باحال بود مرسی[چشمک]

صبا

تمـــــــامـــ مے شــومــ شبـــے . . . فکـــرشــ را بکن . . ! یکــــ روز مــی آیـــے و مےبـــیـــنـــے . . . نه من هستــــم . . . نه این کلمــــات . .