دیر آمدی....

اکنون آمدی...

حالا نوبت من است که نگاه غضب آلودم را در کادوپیچ غرور تقدیم نگاه عاشقت کنم...

اینک دیگر از قلب عاشقم تنها تکه سنگ سیاهی بر جای مانده...

دیگر حتی غباری از سردی قلبم را که بر آن سنگ سیاه نشسته ،به دنیایی از نگاه گرمت

نمیدهم...

اکنون آمدی...

اما همه ی عمر دیر آمدی....

/ 2 نظر / 9 بازدید
SiNA Hp

چـــِ ـقَدر ســـَختـ اَستــ ســـَخت ـتَریـטּ ـروز هـــ ـای عُمرَت بـــ ـاشَد دیوونهـ شـــُدهـ بــ ـاشے. . . اَز دیوونگـــ ـے بزَنی زیر خَندهـ. . . ـهَمه فـــ ـکر کــُ ـنَـنـ چقــــَ ـدر خوشحـــ ـالے وَ اَشکهـــ ـایت رآ فَقَط تَنهـــ ـایے ببینَد وَ آبـــ ـی کهـ صورَتــَت رآ میشـــ ـویے وَ خُـــ ـدایَتـ . . .!

بهنام

انچه کرم ابریشم تا پایان دنیا میندارد در نظرپروانه آغاز زنگیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]