بنده ی بی خدا

خدا

و چه واژه ی دور دور و دوری

میگویند بینایی,نزدیکی,مهربانی,...

اما

عاشق شدم ندیدی

تنها شدم نبودی

میخواهمت تو نیستی

بگو ببینم

خدایی را کجا باید گدایی کرد

کدام در را بزنم که تو باشی

احساس غریبانه ات خفه کرده این مرد را

گاهی فراموشت میکنم

اما باز گوشه ی ذهنم سوسو میکنی

اگر نیستی اگر نمیخواهی ام اگر دوستم نداری

.......................!!!!

میبینی ؟؟

این روزها بد شدنم هم دیدنیست

_یا خدایی ات را نشان بده یا خالی کن ذهن مرده ام را_

همین...

 

 

پ ن:(از بنده بودن بدون خدا بیزارم)

 

(به آخرین ورقهای این قصه{وب} نزدیک میشوم و هنوز هیچ و هیچ...)

/ 122 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
tina

سلام عزیزم بعد از یک عمر آپم ____● ______●___________████____████ _______●_________██████_██████ ________●________█████████████ __________●_______███████████ _████____████____████████ ██████_██████_____█████ █████████████_______██ _███████████_________█ ___████████__●_______● ______█████____●______● ________██_______●_____● __________█________●____● : : : : : :★*☆♡*. ★*☆♡* (..')/♥ ♥('..) .\♥/. = .\█/. _| |_ ♥ _| |_

hamid

باز باران باران شیشه ی پنجره راباران شست از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست

hamid

باز باران باران شیشه ی پنجره راباران شست از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست

baharak00

دلم تنگ شده است برای آغوشی که خیلی هم مطمئن نیستم بعد از این « مال من باشد »...!

نرگس

فقط میخواستی من یاداشت خصوصیتو نبینم؟؟؟؟؟؟

نرگس

من آمده ام بی صدا هم آمده ام پیشتر از این صدای من فقط صدای ضربان فشرده ی سینه ای بود که هم اکنون نمی تپد کسی نیست جز یک مرده ای که حتی نفس هایش برای این زمانه زهر است گناه من در این دنیا فقط سادگی بود به جرم سادگی به دارم قدم هایم دیگر همیاری ام نمیکنند تو ببخش شاید تو باعث تاوان گناهانم هستی

--------------

آب در هاون کوبیدن است اینکه من شعر بنویسم و تو فال قهوه بگیری وقتی آخر همه شعرهای من تو می آیی و ته همه فنجان های تو من می روم

شیدسا

بنده نباش اگر خدا را نمی یابی و اگر یافتیش بی گله بندگی کن تمام و کمال درست مثل وقتی که عاشق یکی از این فانی ها می شوی و دیوانه ترین دیوانگیشان در نظزت عاقلانه ترین کار دنیا می شود . . .